من دیگه حوصله نوشتن ندارم .
خداحافظ
+
تاريخ پنجشنبه 28 مرداد1389ساعت 12:5 PM نويسنده اسمم را فراموش کرده ام
|

از گریه های من بیزاری
اما بخدا دست خودم نیست ؛ اشک هایم فقط منتظر اشاره ای از تو هستند.
پ.ن : با تمام فهم و شعوری که داری ؛ باور کن زنانه گی چیزیست که تو نمیفهمی!
+
تاريخ چهارشنبه 16 تیر1389ساعت 12:13 PM نويسنده اسمم را فراموش کرده ام
|


کاش جای من و تو عوض می شد
من می شدم تو , تو می شدی من !
آن وقت بدون شک من خوشبخت ترین بودم نه تو !؟
+
تاريخ سه شنبه 4 خرداد1389ساعت 9:37 AM نويسنده اسمم را فراموش کرده ام
|
همه آدم ها چیزی دارن واسه غصه خوردن.
پ.ن : وقتی که غصه هم به روزمرگی هات اضافه می شه!!!
+
تاريخ سه شنبه 21 اردیبهشت1389ساعت 11:19 PM نويسنده اسمم را فراموش کرده ام
|
من پشت ِ یه صورت ِ خوشحال قایم شدم !!!!
+
تاريخ شنبه 4 اردیبهشت1389ساعت 10:13 AM نويسنده اسمم را فراموش کرده ام
|
دلم کوچولو شده از بس که گرفت و پاره شد...
+
تاريخ سه شنبه 31 فروردین1389ساعت 12:13 PM نويسنده اسمم را فراموش کرده ام
|
از چه بنویسم ؟!
.
.
.
.
زبانم بند آمده.....
+
تاريخ دوشنبه 30 فروردین1389ساعت 11:14 AM نويسنده اسمم را فراموش کرده ام
|

هی،
من با توام
تنهــــــــــــــــــایم!
+
تاريخ سه شنبه 18 اسفند1388ساعت 7:56 PM نويسنده اسمم را فراموش کرده ام
|
سر من مست جمالت .. دل من رام خيالت !!....
+
تاريخ یکشنبه 2 اسفند1388ساعت 3:56 PM نويسنده اسمم را فراموش کرده ام
جا برای نوشتن هست
من چه بنویسم ؟!
پ.ن : خالی از حرف شده ام. بگو آن همه کلمه چه شد ؟
+
تاريخ جمعه 23 بهمن1388ساعت 6:38 PM نويسنده اسمم را فراموش کرده ام
|